تبلیغات
دوستت دارم - بنویس مهلت موندن یه نفس بود ...
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

دوشنبه 29 بهمن 1386
بنویس مهلت موندن یه نفس بود ...

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ  

گریه كردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ  

به تو گفتم باورم كن میون این همه دیوار  

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار  

بنویس مهلت موندن یه نفس بود  

سهم من از همه دنیا یه قفس بود  

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم  

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم  

من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز  

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز  

شب عاشقونه ی من چه حروم شد  

مهلت بودن با تو چه تموم شد  

ندونستم باید از تو می گذشتم          

وقتی از غربت چشمات می نوشتم  

بنویس مهلت موندن یه نفس بود  

سهم من از همه دنیا یه قفس بود  

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم  

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

نوشته شده توسط عاشق ساعت 04:02 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()