تبلیغات
دوستت دارم - اگر عشق این است ، به عاشق نبودنم افتخار می کنم !!!
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چهارشنبه 14 اسفند 1387
اگر عشق این است ، به عاشق نبودنم افتخار می کنم !!!

اگر عشق این است ، به عاشق نبودنم افتخار می کنم !!!

شنیده بودم که عشق با شعف همراه است اما ، از شنیدن اینکه فرهاد ها از عشق شیرین ها خود را می کشتند و مجنون ها بخاطر عشق لیلی ها از کار و زندگی می افتادند هیچ گاه به شعف نمی رسیدم و در هیچ یک از این ها عشق الهی را نمی دیدم . هر چند که اطرافیانم همواره ، خواهانِ عشق بودند اما همیشه با افتخار می گفتم : " اگر این اسارت ، عشق است ، من هیچ گاه خواهانِ عشق نیستم . "

عشق در نگاهِ آنها اینگونه بود ، که معشوق را همچون قناری در قفسی حبس می کردند تا بتوانند از وجودِ او در نزدیکی ِ خود لذت ببرند . شنیدم که عاشقی به معشوقش می گفت : "عزیزم تو مالِ منی!!!!!!! " .

چندین سال برایم اینگونه گذشت . در این مدت از اطرافیانم می پرسیدم عشق چیست ؟ در اکثر پاسخ ها عشق همان اسارتی بود که من از آن می گریختم . تا این که توانستم با عارفی صحبت کنم و با یک برداشت ذهنیِ عالی که قدرت ِ توان بخش عشق را بیان می کرد آشنا شوم .

از او پرسیدم : عشق چیست ؟

گفت :  عشق نیرویی است که اگر بخواهی در وجودِ تو غرق می شود . نیاز به جاری شدن دارد تا تو آن را حس کنی پس تو معشوقی بر می گزینی تا با جاری کردنِ عشقِ درونی ات به او به شعف برسی .

پرسیدم : چرا خیلی ها ، با عشق اسارت می سازند ؟

گفت : عاشق گل هیچ گاه بخاطر ِ علاقه زیادش به گل آن را از بوته جدا نمی کند تا در لیوانِ آبی آن را در کنج خانه حبس کند . عاشق حقیقیِ گل آن را در بوته باقی می گذارد تا از رشدِ گل به شعف در آید .

گفتم : اینگونه خیلی سخت است و خیلی از انسانها نمی توانند دوری از معشوق را تحمل کنند !

او گفت : عاشقانِ گل همه گل پرورند ، زحمتِ گل پروری برخود خرند .

اگر عشق مادرت به تو باعث می شود که همواره او تو را در خانه حبس می کرد تا نکند که از دست بروی تو هیچ گاه رشد نمی کردی . هر چند که برای خودِ او رنجی بزرگ بود .

او به من گفت : " من شوقِ عشق را به تو خواهم آموخت . اعمالِ ما به ما وابسته اند همچون درخشندگی به فسفر . درست است که اعمالِ ما ، ما را می سوزانند ولی تابندگی ما از همین است و اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل به آن است که سخت تر از دیگران سوخته است . "

سنگ سیاه زمانی به مجسمه ای زیبا مبدل می شود که ضرباتِ چکش ِ مجسمه ساز را تحمل کند . و این گونه است که تو لایق عشق الهی خواهی شد .

گفتم : هر چند که پذیرش این نوع عشق سخت است ، با این حال من با تمامِ وجود آن را می پذیرم .

و او گفت : "برایِ من شنیدنِ این که شن ساحل نرم است کافی نیست می خواهم پاهای برهنه ام این نرمی را حس کند . معرفتی که قبل از آن احساس نباشد برای ِ من بیهوده است"

و من از این که پروردگار در قالب یک عارف تعریفِ زیبایی از عشق را به من ارزانی داشت بسیار خوشحالم .

نوشته شده توسط عاشق ساعت 02:47 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()