تبلیغات
دوستت دارم - پست های شعر های عاشقانه
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .

آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3

لینك به ما / لوگوی دوستان
لینك به ما


لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

پنجشنبه 15 آذر 1386
مرا عمری به دنبالت كشاندی...

مرا  عمری   به  دنبالت  كشاندی

سرانجامم   به خاكستر نشاندی

ربودی  دفتر دل  را  و  افسوس

كه سطری  هم   از این   دفتر نخواندی

گرفتم   عاقبت  دل   بر  منت  سوخت

پس  از   مرگم  سرشكی  هم  فشاندی

گذشت   از  من  ولی آخر   نگفتی

كه  بعد  از من  به  امید  كه  ماندی

نوشته شده توسط عاشق ساعت 09:12 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

پنجشنبه 10 آبان 1386
امشب که شعله می زندم ماجرای تو...

امشب که شعله می زندم ماجرای تو
بر این سرم که سر بگذارم به پای تو
بی تاب و بی قرارم و بی واهمه ولی
جز حرف عاشقانه ندارم برای تو
امشب هزار مرتبه بی تو دلم شکست
یعنی هزار مرتبه مردم برای تو
من راضی ام به این همه دوری ولی عزیز
راضی ترم به اینکه ببینم رضای تو
حالا درخت و جاده به راهت نشسته اند
حالا سکوت و سایه پر است از صدای تو

نوشته شده توسط عاشق ساعت 05:11 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 16 مهر 1386
شعر های عاشقانه
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟                        بی وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ امیر آمدی                        سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا ؟

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست                    من كه یك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم                             دیگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا ؟

وه كه با این عمرهای كوتاه بی اعتبار                        این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

شور فرهادم به پرسش سر به زیر افكنده بود              ای لب شیرین جواب تخت سر بالا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میكند                  در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

نوشته شده توسط عاشق ساعت 03:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 16 مهر 1386
حالا که از تو دورم ...
حالا که از تو دورم
بذار که حرف دلمو بیارم به زبونم

بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشم
اگه من شاد باشم یا که غمگین باشم
اگه خنده رو لبام موج بزنه
یا که اشک از گونه هام چکه کنه
اگه در خواب باشم یا که بیدار باشم
اگه تو جمع باشم یا که تنها باشم
من فقط لحظه ها رو به یاد تو میگذرونم
اگه من شاد باشم دلیل شادیم تویی
اگه غمگین باشم دلیل این غمم تویی
اگه خنده رو لبام موج بزنه دریای موج تویی
اگه اشک از گونه هام چکه کنه ابر بهاری تویی
اگه تو خواب باشم بدون تو رو خواب میبینم
اگه بیدار باشم میخوام کنار تو باشم
اگه تو جمع باشم حرف تو رو پیش میکشم
اگه تنها باشم میخوام به یاد تو باشم
اگه تمام زندگیمو من به یاد تو میگذرونم
در عوض از تو فقط یه چیز میخوام
میخوام که حس خوبتو راهی قلب من کنی
میخوام که توی شادیات یه لحظه یاد من کنی 

نوشته شده توسط عاشق ساعت 03:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

یکشنبه 15 مهر 1386
اگه چشمات نبودن ، دنیا این رنگی نبود

اگه چشمات نبودن ، دنیا این رنگی نبود 

رو لب پرنده ها ، دیگه آهنگی نبود 

اگه چشمات نبودن ، آسمون آبی نبود
ُگلای یاس ِ سفید ، توی ِ هیچ خوابی نبود

اگه چشمات نبودن ، شب ِ مهتابی نبود
پشت ِِ اَبرای ِ دلم دیگه آفتابی نبود

اگه چشمات نبودن ، کی واسم گریه می کرد
دل ِ من وقتی شکست ، به کجا تکیه می کرد

اگه چشمات نبودن ، کی با من سفر می کرد
واسه جشن ِ ماهیا کی ماهُ خبر می کرد

اگه چشمات نبودن ، کی ُگلا رو آب می داد
واسه گنجشک دلم کی یه جای خواب می داد

حالا چشمات با َمَنن که هنوز نفس دارم
جُرأت پر کشیدن از توی قفس دارم

دیگه چشماتُ نگیر ، که من آزرده بشم
مثل گل تو فصل یخ ، زردُ پژمرده بشم

تا که چشماتُ دارم شعرای تازه میگم
همش از پنجره ای ، که به روم بازه می گم

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط عاشق ساعت 04:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 13 مهر 1386
امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن ...

امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن ... 

امروز روز پروانه شدن است و فردا روز سوخته شدن ...

امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن ...

امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن ...

امروز روز بهار شدن است و فردا روز پاییز شدن ...

امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن ...

امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن ...

امروز روز قصه شدن است و فردا روز غصه شدن ...

امروز روز بیست شدن است و فردا روز نیست شدن ...

امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن ...

امروز روز آشنا شدن است و فردا روز غریبه شدن ...

امروز روز داد شدن است و فردا روز بیداد شدن ...

امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثیه شدن ...

امروز روز همنفس شدن است و فردا روز در قفس شدن ...

امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن ...

امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن ...

امروز روز عاشق شدن است و فردا روز بیزار شدن ...

نوشته شده توسط عاشق ساعت 03:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 13 مهر 1386
به صدای من كمی گوش بده

به صدای من كمی گوش بده 

دل به این خسته ی خاموش بده

ببین از چی می خونم برای تو

ای همه هستی من فدای تو

اگه چشمات پرسید بگو : ندیدمش

اگه گوشات پرسید بگو : نشنیدمش

اگه دستات لرزید بگو : از سرماست

اگه پاهات لرزید بگو : از خستگیست

ولی اگه دلت لرزید : به خودت دروغ نگو

نوشته شده توسط عاشق ساعت 03:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

جمعه 13 مهر 1386
فقط برای تو میشه از عطر پونه واژه ساخت...(فرزانه)

فقط برای تو میشه از عطر پونه واژه ساخت 

عاشق چشمای تو شد بغل بغل ترانه ساخت

فقط برای تو میشه زندگی رو یكسره ساخت

تو رو قشنگترین گل گلدونه باغ دل شناخت

فقط تویی كه می تونی دستمو راحت بخونی

با من عاشق بمونی یا منو از خود برونی

میشه برای تو از هزار و یك شب قصه گفت

یا كه میشه هزار و یك قصه از تو شنفت

میشه با تو جوونه زد ، حرفای عاشقونه زد

تیری كه می رفت به خطا، بالاخره نشونه زد

جون و دلم فدای تو جون میذارم به پای تو

می زنه قلب عاشقم تنها فقط برای تو

نوشته شده توسط عاشق ساعت 03:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ شعر های عاشقانه ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()