تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
◊ اگر عشق این است ، به عاشق نبودنم افتخار می کنم !!!
◊ اولین باری که عاشقت شدم یادته ؟
◊ کابوس تنهایی ... ! دلم گرفته ... هیچی نمیتونم بگم ...
◊ مطمئن باش و برو فرزانه ...............
◊ کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم فراموش نشدنی
◊ خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است ...
مرا عمری به دنبالت كشاندی
سرانجامم به خاكستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
كه سطری هم از این دفتر نخواندی
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشكی هم فشاندی
گذشت از من ولی آخر نگفتی
كه بعد از من به امید كه ماندی
امشب که شعله می زندم ماجرای تو
بر این سرم که سر بگذارم به پای تو
بی تاب و بی قرارم و بی واهمه ولی
جز حرف عاشقانه ندارم برای تو
امشب هزار مرتبه بی تو دلم شکست
یعنی هزار مرتبه مردم برای تو
من راضی ام به این همه دوری ولی عزیز
راضی ترم به اینکه ببینم رضای تو
حالا درخت و جاده به راهت نشسته اند
حالا سکوت و سایه پر است از صدای تو
نوشدارویی و بعد از مرگ امیر آمدی سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا ؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من كه یك امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا ؟
وه كه با این عمرهای كوتاه بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افكنده بود ای لب شیرین جواب تخت سر بالا چرا ؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میكند در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟
اگه چشمات نبودن ، دنیا این رنگی نبود
رو لب پرنده ها ، دیگه آهنگی نبود
اگه چشمات نبودن ، آسمون آبی نبود
ُگلای یاس ِ سفید ، توی ِ هیچ خوابی نبود
اگه چشمات نبودن ، شب ِ مهتابی نبود
پشت ِِ اَبرای ِ دلم دیگه آفتابی نبود
اگه چشمات نبودن ، کی واسم گریه می کرد
دل ِ من وقتی شکست ، به کجا تکیه می کرد
اگه چشمات نبودن ، کی با من سفر می کرد
واسه جشن ِ ماهیا کی ماهُ خبر می کرد
اگه چشمات نبودن ، کی ُگلا رو آب می داد
واسه گنجشک دلم کی یه جای خواب می داد
حالا چشمات با َمَنن که هنوز نفس دارم
جُرأت پر کشیدن از توی قفس دارم
دیگه چشماتُ نگیر ، که من آزرده بشم
مثل گل تو فصل یخ ، زردُ پژمرده بشم
تا که چشماتُ دارم شعرای تازه میگم
همش از پنجره ای ، که به روم بازه می گم
امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن ...
امروز روز پروانه شدن است و فردا روز سوخته شدن ...
امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن ...
امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن ...
امروز روز بهار شدن است و فردا روز پاییز شدن ...
امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن ...
امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن ...
امروز روز قصه شدن است و فردا روز غصه شدن ...
امروز روز بیست شدن است و فردا روز نیست شدن ...
امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن ...
امروز روز آشنا شدن است و فردا روز غریبه شدن ...
امروز روز داد شدن است و فردا روز بیداد شدن ...
امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثیه شدن ...
امروز روز همنفس شدن است و فردا روز در قفس شدن ...
امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن ...
امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن ...
امروز روز عاشق شدن است و فردا روز بیزار شدن ...
به صدای من كمی گوش بده
دل به این خسته ی خاموش بده
ببین از چی می خونم برای تو
ای همه هستی من فدای تو
اگه چشمات پرسید بگو : ندیدمش
اگه گوشات پرسید بگو : نشنیدمش
اگه دستات لرزید بگو : از سرماست
اگه پاهات لرزید بگو : از خستگیست
ولی اگه دلت لرزید : به خودت دروغ نگو
فقط برای تو میشه از عطر پونه واژه ساخت
عاشق چشمای تو شد بغل بغل ترانه ساخت
فقط برای تو میشه زندگی رو یكسره ساخت
تو رو قشنگترین گل گلدونه باغ دل شناخت
فقط تویی كه می تونی دستمو راحت بخونی
با من عاشق بمونی یا منو از خود برونی
میشه برای تو از هزار و یك شب قصه گفت
یا كه میشه هزار و یك قصه از تو شنفت
میشه با تو جوونه زد ، حرفای عاشقونه زد
تیری كه می رفت به خطا، بالاخره نشونه زد
جون و دلم فدای تو جون میذارم به پای تو
می زنه قلب عاشقم تنها فقط برای تو